یکی از دوستام از دوستیش تعریف می کرد که بهایی ست. چیزهایی که ازش می گفت خیلی شبیه بود به اعتقادات بعضی از مسلمانها. اون هم معتقد بوده که هر چه از طرف عالمهای دینش براش گفته میشه درست و لازم الاجراست. اون هم می گفته ممکنه علت بعضی از دستورات دینی رو ندونی ولی باید انجامشون بدی.

قصدم مقایسه مسلمانها و بهایی ها نیست چون می دونم در محتوا، اصل و مناسک و اعمال خیلی با هم تفاوت دارند. تنها منظورم از نوشتن این نوشته اینه که بگم به نظر من هر وقت اون قدر روی عقیده و نظرت سفت و سخت باشی که حتی حاضر نباشی و یا نتونی مشکلات نظراتت رو بشنوی یا ببینی، همیشه همونی که هستی میمونی. یعنی اون قدر اندیشه و عقیدت رو برتر می بینی که نمی تونی درست بدیهاش رو ببینی و اصلاح کنی. این مسئله فقط محدود به مسلمون و بهایی و مسیحی و ... نمیشه حتی یه فرد بدون مذهب هم ممکنه اینجوری عقاید خشکی داشته باشه.

امیدوارم کسی فکر نکنه به عقیدش توهین شده. اگه چیزی به ذهنتون رسید برام بنویسید.