نمی دونم چرا! اما از فضای این عکسم خیلی خوشم میاد. 

رستورانهای ژاپنی، به نظر مکانهای جالبی میرسند. به جز غذای ژاپنی که سرو میکنند، باید از چوبهای مخصوص خودشان هم استفاده کنی. هر چند شاید خیلی امروزی به نظر نیاید. فرهنگ خودشان را نه تنها حفظ کرده اند، که حتی صادر هم کرده اند. جهانی اش کرده اند.

ملت جالبی هستند!

اعتماد به نفس بدون شک یکی از ابزار موفقیت هر آدمی در زندگی اش است. چه در کارش، چه در زندگی خصوصی اش، چه در مراودات اجتماعی اش!

اما غرور چیزی است که فرق دارد با اعتماد به نفس. این که فردی بیاید و قضاوتی درباره ات بکند که انگار وحی منزل است، یا فردی بردارد و کسانی که، آنگونه که او فکر میکند درباره زندگی، زندگی نکنند یا روحیاتشان با او فرق کند را، بدون کوچکترین استثنایی، از لبه تیغ انتقاد رد کند، دیگر نمیتوان « با اعتماد به نفس حرف زدن» اسمش را گذاشت. این می شود غرور، میشود خودخواهی، میشود خودبزرگ بینی!

دیدن برنامه از یک کانال ماهواره ای که پارازیت رویش است، مثل این است که تعدادی کلمه جلویت بگذارند و بگویند « جمله بساز»!!!!

به قول شاملو در شعر « در آستانه»: « توان دوست داشتن و دوست داشته شدن»

هر دو به نظرم توانایی میخواهد. توانایی یکی را داشتن و در مورد دیگر ناتوان بودن، باعث میشود آدم لنگ بزند در روابط اش. این که فقط دوست داشته باشی ولی نتوانی دوست داشته بشوی یا برعکسش!!