رفته بودم دم نانوائی با یه صحنه جالب روبرو شدم.
نانوا برای یه نفر نون گذاشته بود کنار. طرف اومد و کلی چاکرم مخلصم در آورد. نانوا هم متقابلا همین جور حرفها رو زد. مشتریه که رفت شاطر برگشت و با یه خنده تمسخر آمیز و یه حالت ناراحت به بغل دستیش گفت: .... حالا فکر کرده کیه که به من دستور می ده براش نون کنار بذارم. و دو تا فحش هم گذاشت کنار حرفش.
این دو تا حالت و رفتار متناقض برام عجیب بود که جلوی طرف کلی کلاس گذاشت و چاکرم مخلصم گفت ولی پشت سرش هر چی از دهنش در اومد به یارو گفت.
+ نوشته شده در شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۵ ساعت 6:48 توسط بیژن
|
امیدوارم جایی باشد اینجا، برای تبادل نظر.