« جدایی نادر از سیمین» را بسیار دوست داشتم. شاید بشود گفت یکی از زیباترین فیلمهایی بود که دیده بودم. البته زیبا به معنایی که در ذهن من است! شناخت کامل « اصغر فرهادی» از جامعه و مردم ایران برایم بسیار جالب بود. و این که بازیگران کاملا شبیه بودند به خودمان. با مجموعه ای از ضعفها و نکات مثبت. افراد قهرمان نیستند. لزومی ندارد یا خوب باشند یا بد. متوسط اند. و این متوسط بودن شرایطی را ایجاد میکند که بتوانیم تحلیل درستی پیدا کنیم درباره شان. نصیحت نمی شنویم. اما به فکر میرویم. فکر میکنیم درباره اخلاق. درباره این که نمیشود حکمی کلی داد. ضد قانون نیست فیلم( برعکس بعضی تحلیلهای روشنفکران که از بیخ و بن رد میکنند قوانین را).
میشود گفت فرهادی موهبتی است برای جامعه ما. خودش را هم با وجود خاص بودنش، به نظر من، خیلی بالا نمیگیرد. در انتهای فیلمهایش راه حل نمیدهد. می گذارد خودمان تحلیل کنیم و راه حل پیدا کنیم.
امیدوارم جایی باشد اینجا، برای تبادل نظر.