دیشب خواب دیدم ناظم دبستانمان توی صف دارد ناخنهای بچه ها را چک میکند و هر که ناخن اش بلند است میفرستد دفتر. من هم ناخنهایم بلند بودند و نمیدانستم چه کنم که از جلویش فرار کنم.
صبح که بیدار شدم، اولین کاری که کردم، گرفتن ناخنهایم بود!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 9:29 توسط بیژن
|
امیدوارم جایی باشد اینجا، برای تبادل نظر.