پادگان که بودم و چون طرفهای ساعت 9 شب دلخوشی و سرگرمی دیگری نداشم شاید بشود گفت به اجبار فیلم دلنوازان را می دیدم. اوایل چندان رقبتی نداشتم و برای وقت پرکردن بود ولی بعد خوشم آمد از بعضی چیزهایش. یکی از قسمتهایی که دوست داشتم، سانسور نشدن ظلم آشکار و بدون ترسی بود که بهزاد در حق یلدا میکرد و به راحتی می توانست زندانی اش کند در خانه. این نوع برخرد بهزاد عجیب بود برایم چون به این راحتی میتواند زنش را در خانه زندانی کند و قانون هم طرفش را دارد. اما جالبتر برایم اینجای قضیه بود که خود تلویزیون که ارگان رسمی دولت است دارد جوری این برخوردها را نشان میدهد که توی بیننده وقتی میبینی احساس نفرت میکنی از بهزاد و سوال برایت پیش میآید که چگونه این قانون ما نه تنها حمایت نمیکند از زن که دارد طرفداری هم از مرد میکند.
اما در همین مورد بحثی داشتم با یکی از دوستان. میگفت نباید نشان داد این طرز برخورد بهزاد را. میگفت رواج میدهد این رفتارها را و مردها یاد میگیرند. سوال پرسیدم آیا مثلا مردهای جامعه ما تا به حال بلد نبودند این قوانین را و یا حتی بر فرض نابلدی آیا این همه خبرهای ریز و درشت نمیشنویم که فلان شخص زن و بچه هایش را زندانی کرده یا شکنجه کرده است. این مسئله به نظر من مثل حرف پدر و مادرهایی است که بچه شان یک مقدار که بزرگ شد به جای این که آشنا کنند فرزندشان را با روابط جنسی و آگاهی بدهند درباره مواد مخدر، هیچ نمی گویند با این استنباط که پررو میکنیمش یا حریمهای والد و اولادی را از بین می بریم یا ....
اگر آگاهی داده نشود و آشنا نکنیم اطرافیانمان را با این مسائل این جور فکر میکنیم که اینها مسائل دیگران است. ما که خانواده فرهنگی و نخبه و مرفه و با سواد و با خدا پیغمبری هستیم دچار این مشکلات خانوادگی نمیشویم و اینطوریست که به خود میآییم و میبینیم همان شد که نباید میشد و تازه آن موقع هم تمامی کاسه کوزه ها را میشکنیم سر دوست ناباب و نهاجم فرهنگی و استکبار جهانی و این آخوندهای فلان فلان شده و این بچه قرطی های خیابانگرد!
حالا اگر حرفم اشتباه است بگویید چرا؟از آن بحثهاست که خیلی وقت است دغدغه فکری ام است و حتی بنا به شرایط سعی کردم برای آگاهی دادن به اندازه وسعم!
امیدوارم جایی باشد اینجا، برای تبادل نظر.