در نظر اکثریت جامعه ما کتاب خواند نه تنها بی اهمیت که کاری احمقانه و نشانه وقت تلف کردن است. حال اگر این کتاب رمان هم باشد بیهوده تر میشود. کسانی که درباره کتابی بحث میکنند در نظر بسیاری افراد آدمهایی ساده هستند که کارهای اصلی و مهمشان را رها کرده اند و نشسته اند پای خواندن داستانی خیالی.

اما من با نظرشان مخالفم. در روز سعی میکنم لااقل دقایقی هر چند کوتاه را به این کار بیهوده! اختصاص دهم. چرا؟ چون رمان را راهی میدانم برای شناخت مردم دنیا. روحیات و خلقیاتشان. فکرها و دغدغه هایشان. داستان را محلی میدانم برای دیدن خلاقیتهای نویسندگان. که چگونه در زندگیشان دچار روزمرگی نشده اند. که به ذهنشان اجازه داده اند برای پرواز. خواندن رمان، کاری که از نظر خیلی ها کاری است بعضا زنانه، برای من تبدیل شده به یک وظیفه. که خودم را موظف کنم برای خواندن. تا فکر کنم به اینکه فرهنگهای دیگر چه دارند و در چه شرایط ذهنی ای هستند.

خواندن کتاب « چرا ادبیات» نوشته ماریو بارگاس یوسا با ترجمه عبالله کوثری را پیشنهاد میکنم تا یا شروع کنید به خواندن یا جدی تر شوید در این کار.