اگر بگویم آدم باید در درجه اول مصلحتش را در نظر بگیرد و نه حقیقت را، به احتمال فراوان متهم میشوم به حقه بازی و دغل کاری. آدمی میشوم منفعت طلب که ارزشهایش را زیر پا میگذارد و به آنها پایبند نیست. دروغگویی میشوم که به حرفهایش نمیشود اعتماد کرد! اما واقعیت این است که ( از نظر من) خیلی جاها اگر بخواهی حرف حق را بزنی، همه را مجاب کنی که از ارزشها تخطی نکنند و به قوانین احترام بگذارند، آنگونه باشند که باید باشند، به احتمال فراوان زندگی سختی خواهی داشت. برای مثال چند وقت پیش برای خودم و یکی از دوستان کارت حافظه موبایل خریدم. از قضا هر دو مشکل داشتند. کارت خودم را بردم و به هر نحوی که بود عوضش کردم( البته بدون ناراحت شدن و به نوعی با چرب زبانی!) به گونه ای که با فروشنده رفیق هم شدم! دوست گرامم اما با توپ پر رفته بود در مغازه که چرا مموری معیوب به من داده ای و بعد از عصبانی کردن خودش و فروشنده با همان جنس خراب آمده بود بیرون. نمیدانم آیا ارزشش را داشته یا نه؟ آیا روش من درست بوده که با فردی حقه باز خوش و بش کرده ام و رفیق شده ام یا کار دوستم درست است که به خیال خودش حرفش را رک به طرف زده و احیانا ادبش هم کرده؟ هر چه هست نتیجه ای که من گرفتم داشتن مموریی سالم است.

 در هر حال باید مصلحت را سنجید، باید دید در هر لحظه ای کدام برخورد نتیجه بهتر و موثرتری دارد و تو را میتواند به نتیجه ای که میخواهی برساند. یک مثال دیگر: در هنگام رانندگی بسیار پیش میآید که راننگانی خلاف کار جلوی تو ویراژ میدهند و سبقتهای بد میگیرند، در چنین حالتی اگر بخواهی آدمشان کنی اگر کتک مفصلی نخوری تنها نتیجه ای که میگیری این است که اعصاب خود و خیلی آدم دیگر را هم به هم میریزی( که البته خودم در این مورد اخیر زود عصبانی میشوم!!) در رانندگی شاید مصلحت باشد که خیلی حرص رانندگی دیگران را نخوری که این نه به معنای انفعال تو که به نظر من برخواسته از تدبیر است.

 حال گربه را تصور کنید: در اکثر مواقع خود را لوس میکند، ناز و عشوه میآید و خود را ضعیف جلوه میدهد، در مواقع خطر نیز در اکثر مواقع میگریزد و تنها وقتی که خود را در تنگنا می بیند و راهی برای فرار نمیابد برمیگردد و با حالتی تهاجمی موهایش را سیخ میکند و آماده جنگ میشود. با این که به شخصه از گربه بدم میآید اما این سیاستش را بسیار میپسندم. روشی ست قابل تامل!

 درباره مصلحت اندیشی ذکر این نکته را واجب میدانم که این حرف نه به معنای پایبند نبودن به هیچگونه ارزشی  یا نادیده گرفتن آن، که به معنای آن است که در عین اینکه ارزشهایت را فراموش نمیکنی در همان حال با استفاده از نیروی عقل و تدبیرت تشخیص میدهی که در آن لحظه صرفه با کدام است؟! چانه زنی روشیست که باید آموخت که در خیلی از موارد نتیجه ای بهتر و کم خرجتر از برخورد مستقیم دارد.