- مخالف این هستم که انسان به همه به دید خوشبینی نگاه کند و بعد اگر از طرف کسی بدیی دید این نتیجه را بگیرد که به هیچ کس نمی شود اعتماد کرد و همه آدمها غیرقابل اعتمادند. به هر حال یک جور ساده برخورد کردن است این رفتار. مثلا اگر چیزی میخواهی بخری و خیلی اعتماد کنی به فروشنده و بگذاری به جایت تصمیم بگیرد، او هم ناخودآگاه وسوسه میشود برای فریب تو. مانند کسی که مبلغ زیادی پول را در خیابان بگذارد و وقتی کسی دزدیدشان بگوید عجب ملت دزدی!!!
- همیشه از فیلمهای طنز جیم کری خوشم میآمده. فیلم « شوخی با دیک و جین» یکی دیگر از فیلمهای زیبای اوست.
- کتاب« بینایی » نوشته ژوزه ساراماگو، نویسنده کتاب کوری را تا اواسطش خواندم و گذاشتمش کنار! شاید در دورانهای گذشته که اختلاف طبقاتی خیلی زیاد بود و اصلا طبقه متوسطی وجود نداشت کمونیسم کاربردی داشت اما در حال حاضر که تمامی دولتهای کمونیستی امتحان خود را پس داده اند، یک مقدار دور از ذهن است صحبت در این باره....
امیدوارم جایی باشد اینجا، برای تبادل نظر.