- متاسفم که به این نتیجه رسیدم! ولی از وقتی رفته ام سر کار(هم این کارم هم کار قبلی ام) برعکس گذشته، به این نتیجه رسیده ام که به مردم خیلی نمیشود اعتماد کرد. دروغ گفتن و وعده الکی دادن خیلی عادی شده، خیلی راحت کاری را به عهده میگیرند و بعد خیلی راحت کتمانش میکنند. البته هستند آدمهایی که میشود روی قولشان حساب کرد ولی به این نتیجه رسیده ام که آدمها را با عینک بدبینی نگاه کنم!

 - از روی عمد در نوشته قبلی ام درباره دو موضوع نوشتم تا ببینم نظرها بیشتر درباره کدامیک است.  " آره! انگار این ابراز علاقه کردن تو ایران معضل بزرگیه!!"

- ترحم کردن به افراد تا چه اندازه خوب است؟ اتوبوس که سوار میشوی افراد زیادی را میبینی که بی دلیل بلند میشوند و جایشان را به کسی که تنها چند تار مویش سفید شده میدهند. همین افراد گیسو سفید هم انگار همین انتظار را دارند. یک انتظار کمک نابجا. خودم به شخصه تا وقتی مطمئن نشوم فردی توانایی ایستادن ندارد یا بچه ای به بغل دارد و ایستادن برایش مشکل است، از جایم بلند نمی شوم حتی اگر از نظر اطرافیان دلسنگ به نظر بیایم و انگ بی تفاوتی به همنوع را بخورم. چون معتقدم این کار با گدا پروری فرق چندانی ندارد!

- چرا مردم این قدر به حاشیه و افراد پر حاشیه و حاشیه ساز علاقه دارند؟ چرا پر بیننده ترین اخبار تلویزیون 20:30 باید باشد و دلیل علاقه زیاد مردم به برنامه 90 رفتار رک و چالش برانگیز فردوسی پور است؟ چرا همیشه افرادی که میخواهند در انتخاباتی پیروز شوند یا محبوبیتی کسب کنند حرف از برملا کردن و گفتن ناگفته ها میزنند؟ علتش به نظر من ضعف اطلاع رسانی و سانسور خبری است. به همین علت است که مردم میروند به دنبال حاشیه ها. نظر شما؟