از زیر سردر مسجد عباسی(مسجد امام این دوره!)گرفته شده این عکس

- اکثرا افراد برایشان خیلی مهم است که یادآوری کنند دوستیهایی که قبلا داشته اند، مکانهایی که دورانی در آنجا خوش بوده اند و موقعیتهایی که زمانهای دور تجربه کرده اند. عادتمونه تو گذشته ها زندگی کردن!

- آخه برای چی اینقدر میچسبی به آدمی که هنوز کامل نشناختیش، این قدر عاشق و شیداش میشی تا اگه یه موقعی ترکت کرد طرف برات بشه آخر نامردای دنیا؟!!!

- وقتی کوه میروید حتی اگر هوا گرم هم بود تا حد امکان جورابهای بلند و کلفت به پا کنیند. فرض کنید پایتان تکه ای شیشه است که قرار است به بهترین نحو از آن مراقبت کنید.

- مخالف این هستم که انسان به همه به دید خوشبینی نگاه کند و بعد اگر از طرف کسی بدیی دید این نتیجه را بگیرد که به هیچ کس نمی شود اعتماد کرد و همه آدمها غیرقابل اعتمادند. به هر حال یک جور ساده برخورد کردن است این رفتار. مثلا اگر چیزی میخواهی بخری و خیلی اعتماد کنی به فروشنده و بگذاری به جایت تصمیم بگیرد، او هم ناخودآگاه وسوسه میشود برای فریب تو. مانند کسی که مبلغ زیادی پول را در خیابان بگذارد و وقتی کسی دزدیدشان بگوید عجب ملت دزدی!!!

- همیشه از فیلمهای طنز جیم کری خوشم میآمده. فیلم « شوخی با دیک و جین» یکی دیگر از فیلمهای زیبای اوست.

- کتاب« بینایی » نوشته ژوزه ساراماگو، نویسنده کتاب کوری را تا اواسطش خواندم و گذاشتمش کنار! شاید در دورانهای گذشته که اختلاف طبقاتی خیلی زیاد بود و اصلا طبقه متوسطی وجود نداشت کمونیسم کاربردی داشت اما در حال حاضر که تمامی دولتهای کمونیستی امتحان خود را پس داده اند، یک مقدار دور از ذهن است صحبت در این باره....

در جر و بحثها، در دعواها، در مواجهه با مشکلات، والدین باید تا حد امکان بگذارند فرزندانشان خودشان با مشکلات روبرو شوند و راه نجاتشان را پیدا کنند. نقش پدر و مادر تنها باید به گونه ای باشد که نقش یک حامی را داشته باشند. نقش کسی که اگر شکستی اتفاق افتاد بتوان دستش را گرفت.

با دیدن فیلم Ratatouille  یا همان موش سرآشپز شیطان، بدون شک نگاهتان به غذا و غذا خوردن تغییر خواهد کرد.

افرادی که میدانند اظهار نظرشان در شنونده تاثیر گذار است باید خیلی مواظب حرفها و نظر دادنهایشان باشند. ممکن است یک ابراز عقیده ساده، تاثیری آنچنان عمیق در فردی بگذارد که زندگی اش را کاملا عوض کند. این عوض شدن زندگی البته هم میتواند مثبت و هم منفی باشد.

در بازی فوتبال، قدرت بدنی و تکنیک تنها قسمت از یک بازیکن خوب را میسازد. از آنها مهمتر هوش فرد است. خلاقیت و هوش بالا برای یک بازیکن، به خصوص بازیکنان پخش کننده توپ و بازیساز یک اصل مهم است. در موقع تعیین پست برای بازیکنان سنین پایه توجه به ظریب هوشی فرد باید حتما مورد توجه قرار گیرد.

بیش از حد تحت تاثیر حساسیت بازی قرار گرفتن، بیش از اندازه به بازیکنان خودی نکات منفی شان را گوشزد کردن و تحت فشار قرار دادن خود و دیگران برای ارائه بهترین بازی، بدون شک نتیجه عکس خواهد داشت. نقش یک بازیکن بافکر، آرامش دادن و هدایت تیم است.

بازیکنی که ضربات ناگهانی و محکم به توپ میزند، معمولا در هنگام زدن ضربه، بیشتر به خاطر تمرینات مستمری که انجام داده به نتیجه میرسد. در این مواقع به این توجه نمیشود که توپ به کدام سمت دروازه فرستاده شود. مهم نشستن توپ روی پاست! بنابراین در هنگام بازی، بازیکن باید اعتماد به نفس کافی برای ضربه زدن را داشته باشد.

زمین آسفالت، توپ پلاستیکی حداکثر سه پوسته و از همه مهمتر دروازه کوچک یا همان گل کوچک خودمان، بهترین شرایط برای بازی فوتبال است! البته فوتبال داخل سالن برای بازی کردن و بازیهای لیگ برتر انگلیس یا اسپانیا را هم برای تماشا توصیه میکنم. از فوتبال در زمین خاکی و با پای برهنه، بعد از مدرسه و تا دم غروب در حالی که چشم دیگر نمیتواند توپ را ببیند هم خاطرات خوشی دارم.

بازی فوتبال شباهت زیادی با شرایط مختلف زندگی دارد. درگیر شدن با انواع و اقسام بازیکن، قرار گرفتن در شرایط مشکل، استفاده از موقعیتهای کم و از همه مهمتر نحوه اداره بازی و بازیکنان، باعث شباهت این دو میشود. به شخصه فکر میکنم بازی در کوچه و خیابان تاثیر زیادی برویم داشته. مسئله ای که متاسفانه بچه های این دوره از آن محروم اند.

...

احتمالا شما هم چه از طریق ایمیل و پی ام و چه از طریق اس ام اس نام سایتی که باید بروید و در آن اعتراض خودتان را نسبت به تغییر نام خلیج فارس در سایت گوگل ارت اعلام کنید را دریافت کرده اید. چند روز پیش ایمیلی دریافت کردم با این مضمون که اولا متن نامه ارسالی به این سایت ( که به زبان انگلیسی ست) حاوی چند غلط تاریخی است. ضمن این که سایت گوگل ارت در نقشه اصلی اش نام خلیف فارس را صحیح آورده و تنها خلیج عربی را در بعضی از مناطق نزدیک به سواحل عربی به عنوان نامی محلی ذکر کرده. به هرحال مطمئنم اکثر افرادی که این نامه را امضا کرده اند نه تنها به گوگل ارت سری نزده اند بلکه نامه را نیز نخوانده اند و ندیده اند که چه چیزی را دارند امضا میکنند. همین اتفاق در همین اواخر بارها افتاده. چه آن موقع که کاریکاتورهایی بر ضد پیامبر چاپ شد و مسلمانان حتی نام شیرینی دانمارکی را عوض کردند! چه وقتی روزنامه ایران کاریکاتوری چاپ کرد و آذری ها به خاطر هیچ( چون خود کاریکاتور را دیدم)، شهرها را به هم ریختند.

چرا به این سادگی دنباله روی چیزهایی میشویم که درباره شان مطمئن نیستیم؟ چرا این قدر راحت با احساسات مذهبی و ملیتیمان بازی میشود؟