سه تا فیلم دیدم!
Babel و the departed که هر دوتا جایزه های اسکار زیادی رو در این دوره دریافت کرده بودن: بابل به طور همزمان چهار داستان متفاوت و در عین حال مرتبط با هم رو روایت میکرد. و the departed (که مردگان معنی شده) ساخته ی فیلم ساز مشهور آمریکایی، مارتین اسکورسیزی بود. بابل رو بدم نیومد به خاطر شیوه روایت داستانش اما مردگان رو دوست نداشتم، چون تصویر بسیار سیاهی از جامعه آمریکا نشون میداد. فکر نمی کنم آمریکا اونقدرها که توی این فیلم نشون داده شده بود از نظر توطئه کردنF.B.I بر ضد مردمش وحشتناک باشه چون کارگردان این فیلم سالهاست که در همین کشور زندگی میکنه و اونقدر آزاد بوده که هر فیلمی بخواد بسازه ولو این که انتقادات بسیاری از دولت کشورش بکنه! فیلمهایی مثل راننده تاکسی. به هر حال خیلی لذت ازش نبردم(البته میدونم که فیلمها رو نباید فقط از یه جنبه دید اما توی این فیلم، داستان خیلی روی من تاثیر منفی گذاشت.)
اما فیلم دیگری که دیدم papillon یا همون فیلم مشهور پاپیون بود که در گذشته بارها از تلویزیون دیده بودم اما این بار باز هم مثل دفعات پیش از دیدنش لذت بردم. امید به زندگیی که در قهرمان داستان، پاپیون، وجود داشت برام خیلی جالب بود. کما اینکه بازی استیو مک کویین و داستین هافمن هم هر کسی رو مجذوب خودش میکرد.
به هر حال هر کدوم از فیلمها رو اگه توستین بگیرین و ببینین.