بازی آلمان و اسپانیا را در پادگان دیدم. یکی از بچه ها مخالف تیم اسپانیا بود و دوست داشت ببازد. با این که در اکثر مواقع، بازی در اختیار اسپانیا بود و بازی زیباتری هم انجام می داد و برد حقشان بود اما اگر آفساید یا خطایی را داور به نفع آلمان نمی گرفت شروع می کرد به گفتن این که داورها به نفع اسپانیا می گیرند و بردهای آنها را مربوط می دانست به توطئه برعلیه دیگر تیمها. در زندگی عادی اش هم خیلی نقش عوامل بیرونی را زیاد می دانست و به گونه ای حرف میزد و مثال می آورد که آدم ناخودآگاه به این باور میرسید که خودمان نقشی نداریم و با توجه به این همه بدبختی و پارتی بازی و دوز و کلک، باید تن بدهیم به قضا و قدر و تنها نظاره گر اتفاقات باشیم.
اگر تفکرمان این گونه باشد که دور و برمان پر شده از سختی و مشکل، هر اتفاقی را ناخودآگاه سمت بدش را می بینیم و یک جورهایی غافل می شویم از نکات مثبت اش. چیزی که من مدنظرم است دیدن هر دو باهم است. هم تحلیل درستتری به آدم می دهد، هم باعث می شود با واقع بینی تصمیم بگیریم و صبور باشیم و با بروز مشکلات( که اتفاقا خیلی بیشتر از خوشی ها هستند) زود ناامید نشویم.
البته میدانم که مخالفان زیادی دارد این حرفم. دوست دارم نظر شما را هم بدانم. شاید از نظر شما من دارم خودم را گول می زنم!