آرشیو ملی بریتانیا هر سال در پایان سال میلادی قدیم و آغاز سال میلادی جدید، اسنادی را که 30 سال تمام از عمرشان گذشته باشد، از طبقه بندی محرمانه خارج میکند و بیش از 90درصد آنهارا در اختیار تعدادی از پژوهشگران برگزیده داخلی و خارجی قرار می دهد. روزنامه اعتماد در شماره روز پنج شبنه مورخه 17 دی 88 مصابحه ای رابا مجید تفرشی یکی از این پژوهشگران انجام داده که قسمتی از آن را در اینجا می نویسم:
« همان طور که عرض کردم هنگامی که در سال 1973 ایران به دلیل چهار برابر شدن بهای نفت یک شبه پولدار و قدرتمند می شود، از همان موقع عده یی از عقلای مملکت که هم منتقد و هم دلسوز شاه بودند به شاه مراجعه میکنند و به او میگویند مملکت دارد به رشد و شکوفایی و توسعه اقتصادی میرسد و این اگر توام با توسعه سیاسی نشود، خطرناک است و از شاه می خواهند که توسعه سیاسی را در دستور کار خودش قرار دهد. شاه هم در ظاهر این توصیه ها را می پذیرد . اما فقط در ظاهر و در نتیجه درست در یک بزنگاه تاریخی که می توانسته خودش و حکومتش را تا مدتی بیمه کند، به جای این که احزاب فعال و چند صدایی ایجاد کند، تمام احزاب موجود را منحل میکند و حزب رستاخیز را درست میکند و از آن بدتر عضویت مردم را هم در این حزب اجباری می کند. بنابراین شاه در سالهایی که باید فضا را بازتر می کرده و خواست جامعه را پاسخ می داده، با اتکا به غرور ناشی از قدرت و ثروت مثال زدنی اش این کار را نمیکند و برعکس برخلاف خواست جامعه عمل میکند تا می رسد به سال 1356. آن موقع دیگر شرایط طوری است که مدام امتیاز می دهد اما در آن شرایط دیگر با هر امتیازی که می دهد به جای آنکه یک گام به جلو بردارد دو گام به عقب می رود و مطالبات عمومی تندتر و عمیق تر می شود. چون دیگر زمانی است که امتیاز دادن سودی ندارد. بنابراین چیزی که دولتهای ایران در طول تاریخ از آن درس نگرفته اند این است که پاسخ به مطالبات مردم را اگر به موقع ندهند و دیرتر از زمان خودش بدهند نه تنها کمکی به حل بحران نمی کنند بلکه بر بحران اضافه هم میکنند و بیشتر از زمان قبلی هم باید امتیاز بدهند و در واقع این امتیازی است که چون از سر ناچاری داده می شود، به عنوان ضعف تلقی می شود نه به عنوان همراهی و مصالحه. »