فکر نمی کردم قوانین به این راحتی از استانی به استان دیگر و از شهری به شهری دیگر بتوانند تغییر کنند. بخشش اضافه خدمت( 90 روز) ناشی از غیبت را در همه شهر های ایران براساس یکی از بندهای بخشش اضافه خدمت( در صورت خدمت در مناطق محروم  و با شرایط سخت به مدت 6 ماه) می بخشند، به جز اصفهان. یعنی بچه های هم خدمتی من که از شهرهای مختلف آمده اند، اضافه خدمتشان را نیروی انتظامی شهر محل سکونتشان بخشیده اما نوبت من که رسیده میگویند که ما نمی بخشیم. به همین سادگی!سر این سربازی انگار تا میتوانستم شانس آورده ام!!

در به در دنبال پارتی میگردم، کسی را سراغ ندارید؟!!!   

آرشیو ملی بریتانیا هر سال در پایان سال میلادی قدیم و آغاز سال میلادی جدید، اسنادی را که 30 سال تمام از عمرشان گذشته باشد، از طبقه بندی محرمانه خارج میکند و بیش از 90درصد آنهارا در اختیار تعدادی از پژوهشگران برگزیده داخلی و خارجی قرار می دهد. روزنامه اعتماد در شماره روز پنج شبنه مورخه 17 دی 88 مصابحه ای رابا مجید تفرشی یکی از این پژوهشگران انجام داده که قسمتی از آن را در اینجا می نویسم:

 « همان طور که عرض کردم هنگامی که در سال 1973 ایران به دلیل چهار برابر شدن بهای نفت یک شبه پولدار و قدرتمند می شود، از همان موقع عده یی از عقلای مملکت که هم منتقد و هم دلسوز شاه بودند به شاه مراجعه میکنند و به او میگویند مملکت دارد به رشد و شکوفایی و توسعه اقتصادی میرسد و این اگر توام با توسعه سیاسی نشود، خطرناک است و از شاه می خواهند که توسعه سیاسی را در دستور کار خودش قرار دهد. شاه هم در ظاهر این توصیه ها را می پذیرد . اما فقط در ظاهر و در نتیجه درست در یک بزنگاه تاریخی که می توانسته خودش و حکومتش را تا مدتی بیمه کند، به جای این که احزاب فعال و چند صدایی ایجاد کند، تمام احزاب موجود را منحل میکند و حزب رستاخیز را درست میکند و از آن بدتر عضویت مردم را هم در این حزب اجباری می کند. بنابراین شاه در سالهایی که باید فضا را بازتر می کرده و خواست جامعه را پاسخ می داده، با اتکا به غرور ناشی از قدرت و ثروت مثال زدنی اش این کار را نمیکند و برعکس برخلاف خواست جامعه عمل میکند تا می رسد به سال 1356. آن موقع دیگر شرایط  طوری است که مدام امتیاز می دهد اما در آن شرایط دیگر با هر امتیازی که می دهد به جای آنکه یک گام به جلو بردارد دو گام به عقب می رود و مطالبات عمومی تندتر و عمیق تر می شود. چون دیگر زمانی است که امتیاز دادن سودی ندارد. بنابراین چیزی که دولتهای ایران در طول تاریخ از آن درس نگرفته اند این است که پاسخ به مطالبات  مردم را اگر به موقع ندهند و دیرتر از زمان خودش بدهند نه تنها کمکی به حل بحران نمی کنند بلکه بر بحران اضافه هم میکنند و بیشتر از زمان قبلی هم باید امتیاز بدهند و در واقع این امتیازی است که چون از سر ناچاری داده می شود، به عنوان ضعف تلقی می شود نه به عنوان همراهی و مصالحه. »

زندگی به دو قسمت تبدیل شده برای من! قسمت حدود 45 روزه که در پادگان میگذرد و البته چندان خوش آیند نیست برایم و قسمت حدود 15 روزه که در خانه میگذرد. در همین دوره خدمت بود که بعضی چیزها را واقعا درک کردم. چیزهایی که شاید خیلی هم متوجه اش نبودم و یا اگر بودم فراموشم میشد در بعضی مواقع و راحت از کنارش میگذشتم. یکی کانون گرم خانواده بود! خیلی خوشحالم که چنین خانواده ای دارم. چیزی که خیلی ها (مثل افرادی که الآن با خلق و خو ها و قومیتهای متفاوت در کنارم هستند) یا برایشان اهمیتی ندارد داشتنش یا هرگز نداشته اندش. و چیز دیگری که دارم و قبلا خیلی حواسم بهش نبود دوستانی است که میتوانم باهاشان صحبت کنم از هر دری، بدون این که ترسی داشته باشم از این که نفهمند حرفم را یا نخواهند که بفهمند.

در هر صورت این خدمت سربازی هیچ که نداشته باشد این فایده را داشت!