حدود 5 سالی میشه که با تعدادی از دوستان کوه میریم. تجربه های زیادی پیدا کرده ام در این مدت: چه در برخورد با آدمها، چه ایجاد و حفظ رابطه و .... اما یک چیز همیشه برام جالب بوده و اون طرز برخورد افراد با کوه و هدفشون از اومدن به کوه بوده. از دقت به همین نکته حتی میشه خیلی ساده روحیات آدمها رو شناخت. مثلا هفته پیش جایی رفته بودیم که هوا بسیار متغیر بود و هر چه به ارتفاع بیشتری صعود میکردیم این تغییرات بیشتر نمایان میشد. تا جایی که افرادی که از قله برمیگشتند گفتند بالا تر رفتن خطرناکه و حتی امکان مرگ وجود داره. اما با وجود این اخطارها، افرادی در گروه ما بودند که اصرار بر زدن قله میکردند. این حالت برای من خیلی عجیب بود که چگونه فردی حاضر میشه جان خود و دیگران رو در خطر قرار بده تا به هدفش برسه؟! یعنی این اندازه هدف مقدسه که آدم میتونه خودش و دیگران رو در خطر حتی مرگ قرار بده؟......

دیروز تیم ملی بسکتبال ایران قهرمان آسیا شد و به صورت مستقیم به المپیک صعود کرد. چند روز پیش هم والیبال جوانان با شایستگی سوم جهان شد. عنوانی که بدون شک فقط و فقط نتیجه مدیریت عالی ست. این قهرمانیها در شرایطی پیش اومد که تا چند سال پیش هیچ کس کمترین اهمیتی به این دو ورزش نمیداد و همه از این صحبت میکردند که ایرانیان در ورزشهای گروهی کارامد نیست و توانایی یک کار گروهی رو ندارن. فکر میکنم با این عناوین ثابت شده باشه که با برنامه ریزی بلند مدت و مدیریت قوی میشه به جاهای خیلی بالایی رسید. چیزی که کمترین اهمیت رو داره در حال حاضر و همه به دنبال بازدهی سریع هستند...