صبح با صدای ضبط پسر همسایه که تا تونسته صداش رو بلند کرده از خواب میپری. از خونه که میای بیرون رد آب آشغال رو از دم در خونه همسایه تا پایین می تونی دنبال کنی. تو خیابون چراغ قرمز رد کردن و صدای بوق و فحش راننده ها برای هم و متلکهای بلند و زشت پسرها یه جورایی برات عادی شده. هر کس به فراخور علاقش یه آهنگی رو بلند کرده: از شجریان و بنان تا لیلا فروهر و منصور و حتی آهنگران و این تویی که مجبوری گوش کنی. به خونه که بر می گردی داد و بیداد همسایه هاست که می شنوی. اخرش هم می بینی یکی دیگه تا دم خونش رد آشغال سبزی باقی گذاشته.
تا به حال تو روز چند تا از اینها رو دیدین؟
حقوقی هست به اسم حقوق شهروندی! چیزی نیست که رعایت کردن یا رعایت نکردنش به عهده دولت باشه که باز هم مثل همه چیزها بندازیمش گردن دولت و مسئولیتش رو از گردن خودمون برداریم. هر وقت تونستیم حق خودمون رو رعایت کنیم شاید بعدش بتونیم بقیه حقوق پایمال شدمون رو پس بگیریم.
امیدوارم جایی باشد اینجا، برای تبادل نظر.