تبليغاتX
گفت و گو -

گفت و گو

این مطلب را که می خوانید، وقتی خواستید نظر بنویسید خواهشا بهم توهین نکنیم، چون چندباری در بحثهای سیاسی، طرف مقابلم آنقدر گرم بحث شد، که فراموش کرد که در درجه اول دوستی ای هست بینمان...

امروز رفتم و به حوزه های رای گیری سطح شهر سری زدم. بخصوص طرفهای 6-7عصر شلوغ بودند و از این که نرفتم و رای ندادم، دل سرد شدم. فکر میکردم با شرکت نکردن در این انتخابات، در صورتی که این عدم شرکت  در سطح بالایی باشد، نشان دهنده یک اعتراض مدنی نسبت به نحوه برخورد در انتخابات پیشین می بود. اما وقتی دیدم شلوغ است حوزه ها، به این نتیجه رسیدم که نه تنها نتیجه مفیدی نداشته این عدم شرکت، که در حقیقت نتوانسته ام با شرکت کردن و رای دادن به یک فرد نه چندان ایده آل، از حضور یک شخص تند رو و رادیکال به مجلس جلوگیری کنم. به این فکر کردم که در زمان انتخاب خاتمی هم فکر میکردیم او هم از قماش همین نظام است و تنها انتخابی است بین بد و بدتر یا نه ای است به ناطق، یا در مجلس ششم که اصلاح طلبان بودند، فکر میکردم اینها همان خط امامی ها هستند که ریختند سفارت را گرفتند و تنها به این دلیل رای دادم که حالا ببینیم چه میکنند، اما حالا میفهمم که واقعا فرق داشته اند. میفهمم که بسیار فهمیده تر و دموکرات تر بوده اند از خیلی از کسانی که ادعا یش را دارند... شاید باید بیشتر دقت میکردم و میگشتم از بین همین چند نفری که وجود داشتند یکی را که تنها کمی کمتر بد به نظر میرسید انتخاب میکردم. در کل هیچ احساس خوبی از این عدم شرکت ندارم...

+ نوشته شده در  جمعه 12 اسفند1390ساعت 22:3  توسط بیژن  |