تبليغاتX
گفت و گو

این که میگویند ماه از خود نوری ندارد و نورش از خورشید است را نمی توانم بپذیرم! با وجود این که از لحاظ علمی ثابت شده است و همیشه یک اصل قطعی قلمداد میشده. نورانی بودنش در بین این همه سیاره و ستاره ای که میگویند بعضی هایشان از خورشید هم پر نورترند تناقضی است برای من. مگر میشود این دایره محبوب که با تغییر شکلش و تغییر زمان در بالا آمدنش ما را دچار یکنواختی و تکرار نمیکند از خودش نوری نداشته باشد؟ و آن وقت این خورشید کور کننده که نمیگذارد سیاره ها و ستاره های دیگر که هیچ، حتی خودش را هم ببینیم حتی به ماه هم نور بدهد؟ یعنی ماه که در اوج خودنمائی اش اگر نباشد شب ظلمات میشود( در بیابان) و با بودنش همه جا روشن، از خود هویتی ندارد؟ من که نه تنها قبول نمیکنم که به نوعی توهین میدانم این حرف را!!!

پ.ن: زمانهای کوتاه طلوع و غروب را از خورشید فاکتور گرفته ام.

نوشته شده توسط بیژن در ساعت 22:0 | لینک  | 

در وسط بیابان سوار ماشین، در گوشه ای نشسته ای و زل زده ای به تاریکی و هر از گاهی نگاهی می اندازی به ستاره ها و ماه نصفه ای که بالای سرت هست. نوار « سکوت ....» با صدای اعجاب آور شاملو و آهنگ فوق العاده بابک بیات از ضبط پخش میشود و تو درگیری با احساساتت. آیا شرایط محیا نیست برای فراموش نکردن این لحظه؟

نوشته شده توسط بیژن در ساعت 8:23 | لینک  | 

در موقع رانندگی باید چشمانمان را بر روی خیلی از تخلفات و ناشیگیریهای افراد ببندیم.

در هنگام کار باید اشتباهات افراد را در بعضی جاها نادیده بگیریم.

در دوستیها و قرار و مدارها باید خیلی وقتها بدقولی ها را فراموش کنیم.

در زندگی باید خیلی جاها خودمان را بزنیم به خریت. به کوچه علی چپ. ناملایمات و شرایط سخت را نباید بیشتر از آنچه که هست برای خودمان مشکل کنیم.

 

وگرنه زندگی خیلی سخت تر از آن چیزی خواهد شد که در حقیقت هست.

نوشته شده توسط بیژن در ساعت 23:19 | لینک  | 

نوشته شده توسط بیژن در ساعت 23:4 | لینک  |